مناجات خواجه عبد الله انصاری

Posted on: 8/20/2014 1:18:28 PM under Personal
ای کریمی که بخشندهء عطائی 
و ای حکیمی که پوشندهء خطائی
و ای صمدی که از ادراک خلق جدائی 
و ای احدی که در ذات و صفات بی همتائی
و ای خالقی که راهنمائی
و ای قادری که خدایی را سزائی
جان ما را صفای خود ده 
دل ما را هوای خود ده 
چشم ما را ضیای خود ده 
ما را آن ده که آن به
الهی عشق چیست؟
 

الهی عشق چیست؟
شادی رفته و غم آمده 
عاشق کیست؟
دمی فرو شده جانی بر آمده
دیده ای که بدوست آمده 
نزدیک کس نیامده
هرکه در این راه قدم نهاد واپس نیامده
اصل وصال دل است و باقی زحمت آب وگل است
خوش عالمی است نیستی
خوش عالمی است نیستی که هرکجا بایستی، کسی نگوید کیستی
اگر بر هوا پری مگسی باشی و اگر بر روی آب روی خسی باشی
دلی بدست آر تا کسی باشی
انکار مکن که انکار شوم است 
انکار کننده این کار محروم است
الهی بنیاد توحید ما را خراب مکن 
و باغ امید ما را بی آب مکن 
و به گناه روی ما را سیاه مکن
الهی ظاهری داریم شوریده
باطنی داریم در خواب
سینه ای داریم پر آتش 
دیده ای داریم پر آب
گاه در آتش سینه می سوزیم 
و گاه در آب چشم، غرق آب
الهی انتظار را طاقت باید و ما را نیست
صبر را فراقت باید و ما را نیست
الهی
الهی تو ساز که از این معلولان شفا ناید
تو گشا که از این ملولان کاری نگشاید 
به صلاح آر که نیک بی سامانیم
جمع دار که بد پریشانیم